از سانحه سقوط تا فرار از سقوط بسکتبال

مدتی هست وبلاگو بنا بدلایلی ببصورت نامنظم وبلاگ را بروز میکنم.

بارها شروع به نوشتن کردم ولی نتونستم مطبلو به اتمام برسانم....

اولین مطلب این پست را هم دقیقا روزی که گرگان مانند تمام شهرهای شمالی حاصل از برف سپید پوش شده بود نوشته بودم که متاسفانه نتونستم به اتمام برسانم...

خلاصه مطلب این بود که.........

دوستی میگفت  به شرکت گاز رفته بودم برای وصل گاز اداره که بعلت بدهی قطع شده بود..........

میگفت:هنگام مراجعه به شرکت گاز خانمی را دیدم با پیراهن ژولیده با دو بچه کوچک که ابریزش بینی داشتند و سرفه های خشک کودکش نگاه ها را جلب میکرد برای وصل شدن گاز..............وصل شدن گازی که بعلت مبلغ ناچیزی بدهی قطع شده بود..........

خدایا چرا اخه.........

نمیدونم چی باید بنویسم ........

مگه اون بنده خدا فرار میکرد اونم نو سرمای هوای گرگان که چندتا بخاری هم جواب نمیده........ 

در هوای سرد زمستانی پسر 6 ساله ای جلو ویترین مغازه ای ایستاده بود.

او کفشی به پا نداشت و لباسهایش پاره بودند. زن جوانی از آن جامی گذشت .

چشمش به پسرک افتاد.آرزو  و اشتیاق را در چشم های او خواند. دست کودک را گرفت

و به داخل مغازه برد. کفشی زیبا و یک دست گرمکن برای او خرید .

زن به کودک گفت حالا به خانه برگردد.کودک سرش را بالا آورد. نگاهی به او انداخت و

گفت :خانم شما خدا هستید ؟

زن جوان لبخندی زد و گفت :نه پسرم من فقط یکی از بندگان او هستم .

پسرک گفت :مطمئن بودم که با او نسبتی دارید !!

                                                                  

منم دوست دارم از بستگان خدا باشم

......................................................................................................................

خبر کوتاه و تلخ بود.................

سقوط اتوبوس مسافربری گرگان به عمق دره در جاده
هراز، ۲۰ کشته و ۲۳ زخمی به جای گذاشت.

 http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/11/29/13921129132401561_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/11/29/13921129132354370_PhotoL.jpg

 http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/11/29/1392112913242457_PhotoL.jpg

عجب دنیایست..................

همه ما انسانها ناشکریم و قدر داشته های خود را نمیدونیم...........

در این حادثه عزیزانی از بین ما رفتند ولی ............این دو خط پایین را بخوانید تا واقعا ببینید که عجب سرنوشتی دارند خانواده مرحوم چیت ساز......

در این حادثه دلخراش دکتر جوانی را از دست دادیم ......دکترمحسن چیت ساز...

محسن دارای دو خواهر و یک برادر بود که ظزف مدت چند سال یک خواهر خود را در سانحه تصادف و تنها برادر خود را هم بر اثر سکته قلبی از دست داده بود......

و ظرف مدت کوتاهی هم خود به آنان پیوست..........

سایت شخصی مرحوم چیت ساز  http://www.mohsen.chitsaz.com/

واقعا خدا به پدر و مادر این خانواده صبر بده که سه فرزند خو درا ظرف مدت کوتاهی از دست دادند.

.......................................................................................................................

امروز یک وبگردی که داشتم........

چیزی که مشترک بود حمایت قاطع از تیم بسکتبال شهرداری در بازی امروز مقابل افرا خلیج فارس بود....

بازی که حکم مرگ و زندگی را برای بسکتبال گرگان را دارد.........

بسکتبال گرگان

طرح: وبلاگ جامپ شات - ساسان مظفری

 

چاره ایی هم جز این نیست

 

/ 7 نظر / 68 بازدید
مامان محمدمهدی

خدا به خانواده این دکتر جوان صبر بده خیلی سخته[ناراحت]

مرمر

مثل همیشه پر محتوا ممنون اقای نیک نژاد[دست][دست]

یادداشت های مینا

چقدر تلخ بود نوشته هات آقا فرشید... چقدر غصه دار و خاکستری بود... اینجور مواقع از خودم بدم میاد بابت اینکه ناتوانم و نمیتونم کاری بکنم برای بعضی آدم ها... عجب دنیای رنگارنگیه.... چقدر زندگی ها متفاوته... چقدر سخته زندگی... گاهی چقدر تلخه..

مریم

سلام این تصادف اتوبوس ها دیگه زیادی رو مخه و متاسفانه هیچکی هم رسیدگی نمیکنه.خدا رحم کنه

محمد

[گل][گل][گل]

بهار

من کاملاااااااحواسم هست که اصلااا به وبلاگ من سر نمی زنید... من خیلی وفته که آدرس شما رو لینک کردم... پست هاتونم واقعااا دلمو لرزوند وکلی بغض کردم.

شعله

خداوند بهشون صبربده