عزاداری امام حسین با کارت دعوت

یکی دو سال گذشته مطلبی گذاشته بودم در خصوص نحوه برگزاری مراسم محرم در تعدادی از تکایا..............

اول باید خدمت همه عرض کنم عاشق امام حسین (ع) هستم و ماه محرم........

محرم ماهی هست که میتوان بغض یکساله مان را خالی کنیم و سعی کنیم در پی آدم شدن باشیم............................

دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد   دکتر شریعتی

بار دیگر محرم آمد.بار دیگر محلات قدیمی رنگ وبوی دیگری گرفت.باردیگر بزرگان محل را میتونیم ببینم.باردیگر محلات جامه سیاه بخودش میبینه.بار دیگر مساجد وتکایا به استقبال عاشقان حسین میروند.اما مطلب ذیل را یک مروری داشته باشید تا...........

اگه همه شما یکبار گذرتون، به بعضی از تکایا افتاده باشه متاسفانه میبینیم که فقط یکعده خاص حق ورود، به مجلس عزای امام حسین را دارند!!آیا براستی این عزاداری است ،یا یک مهمانی باشکوه مهمانی که درآن یکعده ادمهای شکم سیر و فربه مینشینند، و باهم گپ میزنند ودر آخر چند تا معامله میکنند و تمام.من در این مدتی که از خدا عمر گرفتم، تنها یک شب به تکیه رفتم وایکاش نمیرفتم، در درب ورودی افرادی ایستادن  و با شناسایی آدمهای خاص اذن ورود میدن و آدمهای فقیر قابلمه بدست در آرزوی کرم صاحب مجلس هستن، که شاید از پسمانده غذا چیزی عایدشان شود.ایا این فلسفه قیام عاشورا بود ؟ واقعا باید به حال این جماعت گریه کرد و رخت ماتم پوشید....ای جماعت از خدا بیخبر ترا بخدا جوانان را با اینکاراتون نسبت به دین بدبین نکنید، ترا بخدا برید و در خونه های خودتون این مجالس را برگزار کنید ،در اونجا هر کاری که دوست داشتید میتونید انجام بدید... بخدا آماری دارم از اینکه بعد از این مراسم شام خوری آقایون، چه اتفاقاتی میفته که فقط بخاطر احترام به ماه محرم سکوت میکنم...........متاسفانه همه چشممون را بستیم وفقط به ظواهر نگاه میکنیم به این نگاه میکنیم، که به حاج......جندتا دیگه غذا  گذاشته !بابا خدا پدرشو بیامرزه .....

بابا برید ببینید تو محله اسلام اباد ویا انتهای خیابان ایرانمهر بالا چه خبره بخدا ادمی را مبشناختم یکماه بود چای نداشت بخوره (زنی بود نابینا با یک فرزند عقب مانده ذهنی و یک دختری که از همسرش جدا شده بود)........برید بخورید این شامها را برید و معطل نکنید..................

حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
آقای .....،تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!

حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
.....مداح معروف شهر، بابت ۷ ساعت مداحی ،حقوق 250 روزیک کارگر را می‌گیرد
 
حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
 رییس شرکت... 30  شب شیر صلواتیبه خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد
 
 
حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
 .........صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یکماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره

/ 12 نظر / 1062 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان محمدمهدی

وای خدای بزرگ![ناراحت]

س.مقیمی

باید فلسفه قیام عاشورا را درک کرد ....همه این موارد از بی تدبیری ما آدمها نشات میگیرد... باید با جشم دل دیدو گریست.... حرفهایی هست برای نگفتن و کتابهایی هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز جنین کتابی.....

مشاوره خانواده

خداوندا ... مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن ... تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم ... آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم ... آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم ... آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم ... آنجا که شک است ایمان بدهم ... آنجا که نومید است امید شوم ... آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم ... آنجا که غم است شادی به پا کنم ... خداوندا ... باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم ... در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن ... در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن ... زیرا با دادن است که می گیریم ... با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم ... با بخشیدن است که بخشوده می شویم ... وبا مردن است که زنده می شویم... الهی امین... [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

مینا دفتر خاطرات

كاملا موافقم و پست اخري كه نوشتم هم تقريبا در همين راستا هست. واقعا منم ناراحت ميشم از كارهاي زشتي كه تو اين چند روز انجام ميشه. متاسفم براي مردمي كه بد جور را ه رو گم كردن... واقعا متاسفم... جمله هاي پاياني پستت رو بايد با اب طلا نوشت آقا فرشيد. واقعا درسته ...

خاطرات من

حالا نوشتن این مطالب فایده ایی هم داره به نظر شما؟؟؟؟!!!![متفکر]

یار مهربان

شوریده سری که شرح ایمان می کرد هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد با نای بریده نیز بر منبر نی تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد

بهار

[گل][گل]

نسرین

شعری که کاندیدای شعر برگزیده ی سال 2005 شده بود توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده است که استدلال شگفت انگیزی دارد . . . وقتی به دنیا میام، سیاهم وقتی بزرگ میشم، سیاهم وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم وقتی سردم میشه، سیاهم وقتی می ترسم، سیاهم وقتی مریض میشم، سیاهم وقتی می میرم، هنوزم سیاهم و تو، آدم سفید وقتی به دنیا میای، صورتی ای وقتی بزرگ میشی، سفیدی وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی وقتی سردت میشه، آبی ای وقتی می ترسی، زردی وقتی مریض میشی، سبزی و وقتی می میری، خاکستری و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟