بروز رسانی و....

امروز بروز میکنم..................

گاهی آدمها به دوستهایشان پناه می برند که دردشان کم شود یا تسکین یابد، دوست گاهی باید دریچه ای باشد به دنیایی خیالی، که آرام دهد، قرار دهد، هر چند موقتی. گاهی آدمها برای بلند شدن، برای راه رفتن کمک می خواهند،‌ دوست گاهی باید دستمان را بگیرد عبورمان بدهد از تنگه ها و لب _ دره ها؛ آبی باشد، آرامشی باشد، قندی باشد، همراه و همدلی باشد که راحت کند دشوار_ زندگی را. گاهی آدمها فقط پناهمی خواهند که بگوید درست می شود غصه نخور...فقط همین...........

چرا صداتو کسی نمیشنوه

حتی اگه فریاد بزنی

دست و پا زدنت و......

و میبینن........

سکوت

.

.

.

/ 6 نظر / 9 بازدید
حوا

روز‌هایی‌ که بی‌ من چنین آسوده بر تو می گذرند همان روزگاری ‌ست که بی‌ تو گنگ و تلخ بر من نمی گذرد... نیکی‌ فیروزکوهی

مریم

مردم این شهر دردی دارند ابدی ، اسمش را گذاشته اند “یار” هم در بودنش می نالند هم از نبودنش !

مرمر

دوست ان نیست که از دوست سیر شود .دوست ان است که با دوست پیر شود

مریم

راستش گاهی برای بعضی ها سنگ صبور میشی،تسکین دردش میشی اما اخرش میذاره و میره.تو میمونی و خودت .هیچ وقت تو مشکلاتت نیستن .همون هایی که براشون مونس بودی میشن دشمن جونت.من که از همدم کسی بودن دو سالی میشه که استعفا دادم.لا اقل میدونم خودمم و خودم

مامان محمدمهدی

تأمل برانگیزه

نگین

دوست هم بود اگر،دوست های قدیم. اگر باقی مانده باشند!!!