فرشید نیک نژاد

مغایرتهای زمان و علل تفاوت فرهنگی نسل قدیم و جدید
نویسنده : فرشید نیک‌نژاد - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٩
 

31/06/1364 را هرگز فراموش نمیکنم.اولین روزی بود که به همراه مادرم به مدرسه ابتدایی رهنما رفتم.عجب روزی بود همه موها را نمره 4 زده بودیم .خدایا چقدر روزگار زود میگذرد،انگار همان دیروز بود که سر کلاس اول اقای بخشیانی معلم کلاس اول نشسته بودم ، خدایا چقدر زود عمرمان میگذرد.الان که در حال نوشتن این مطلب بود یکهو رفتم به 25 سال پیش.

عمرمان مثل برق و باد میگذرد و همچنان خودمان را درگیر چیزهای بی و پایه و اساس کردیم،نیروی جاذبه خود را تعطیل و تا توانستیم نیروی دافعه خود را فعال کردیم،وبه آن هم افتخار میکنیم تا میتوانیم اطراف خودمان را خلوت میکنیم در حالیکه وقت برای خلوتی اطراف خود زیاد داریم............

در زمانهای قدیم رفاقتها رنگ و بویی دیگری داشت یادم میاد در زمانیکه در دوران ابتدایی بودیم هرکس تغذیه شخصی خودش را علیرغم گرسنگی خود ابتدا به همکلاسی خودش تعارف میکرد و همیشه دوستان همکلاسی جور افرادیکه از نظر بضاعت مالی شرایط مناسبی را نداشتند میکشیدند و از منزل برای دوستان خود تغذیه میاوردند.

هرگز فراموش نمیکنم اگر بچه ها در زمان نبود معلم شیطنتی میکردند با آمدن ناظم از بچه ها نمیتونستند اعتراف بگیرند که اون شیطنت را چکسی انجام داده و همه از آن اظهار بی اطلاعی میکردند ولی حالا..............

در دوران ابتدایی یک دانش اموز داشتیم یک متری از همه بلندتر بود و5 سالی از همه بزرگتر بود! شهرتش همه علی صدام بود خیلی بچه ها را اذیت میکرد یکروز با کلیه بچه ها تصمیم گرفتیم بیست نفری حالشو بگیریم .....زمانیکه وارد کلاس شد چنان بلایی بسرش آوردیم که دیگه جرات نکرد بکسی گیر بدهد و تونستیم با اتحاد خودمون درس خوبی بهش بدیم.

این مقدمه ها را گفتم تا خودمو یکم ببرم بحال و هوای قدیم .

 باید خدا راشکر کنم  وبلاگی هست که بتونیم خاطراتمان را بنویسیم و تا حدی بتونیم به گذشته خود فکر کنیم.بقول تولستوی که در آن زمان پیش بینی کرده بود که روزی خواهد رسید که همه خاطرات روزانه خودشان را مینویسند.

نمیدانم چرا کودکان و نوجوانان دوره حال را با گذشته مقایسه میکنم یک تفاوت خیلی بزرگی حس میکنم.

اگر شما یک نظر سنجی در بین خانواده ها داشته باشید اکثرا از رفتارهای فرزندشان رضایت ندارند.متاسفانه هیچ ارگانی هم به این مسئله را مورد نقد وبررسی کامل قرار نمیدهد.

کجاست اون روزهایی که جوونا به احترام پدر و مادرشون، روی حرفشون حرف نمی زدن و به ارزش هاشون افتخار می کردن.
کجاست او روزایی که پدرا و مادرا به برازندگی و پوشش جوونا، رفتار و گفتارشون می بالیدن!
و امروز، گفتار و پوشش نامناسب، استفاده از تکیه کلام هایی که بعضی فیلم ها و سریال ها رواج می دن، رفتارهای نامتناسب با سن و سال؛ مثلاً جوونی که در اوج جوونیه، رفتارش مثل یک نوجوون تازه به دوران رسیده است و به طور کلی، پذیرش گسترده فرهنگ های بی ارزش به جای فرهنگ غنی و اصیل ایرانی، مایه شرمساری همه شده.

من خودم بشخصه واقعا ماندم اگه پیشرفته اینه که روز به روز به سمت زندگی مدرن تر پیش بریم، پس چرا جوون امروزی زندگی مطلوبی ندارد؟ و همیشه هم این سوال برای من هست این نسل چگونه میخواهند تشکیل خانواده بدهد ونسل آینده را هدایت وکنترل کند.

.نوجوانی که صبح با صدای زنگ پیامک خود از خواب بیدار میشه و شب هم موبایل بدست میخوابد........

نوجوانی که هنوز نمیداند باید حرمت بزرگتر خودش را حفظ کند و بسادگی پاسخ انتقاد پدر و مادر وبزرگتر خودش را میدهد چگونه میتواندبه فرزند خودش آداب و معاشرت را بیاموزد.جوان امروزی، سعی می کنه دیگه سنتی زندگی نکنه؛ می خواد مدرن باشه، مدرن فکر کنه، مدرن حرف بزنه، مدرن غذا بخوره، مدرن استراحت کنه، مدرن تفریح کنه و به طور کلی مدرن زندگی کنه؛ مدرن مدرن. عینک های دودی رنگ و وارنگ، ماشین های مدل بالا، موهای فشن، لباسهای پاره، و استفاده از کلمات انگلیسی به جای فارسی، نمونه هایی از این مدرن شدنه .
نمیدونم جدیدا این لباسهای کوتاه پسران را دیدید...............قدیما پسران با زغال برای خودشان سیبیل میگذاشتن که شبیه پدرانشان شوند ولی حالا پسران کاری میکنند که شبیه.................بگذریم بازهم میگم بگذریم.................

بخدا شیک پوشی و با مد روز جلو رفتن خیلی خوبه ولی اصلا ما خودمون نمیدونیم چی میخوایم شلوار لی هر چی سر زانوش بیشتر پاره باشه گرانتر هست!!!!!

راستش من که با این نسل علیرغم اینکه زیاد از نظر سنی فاصله زیادی ندارم نمیتونم زیادارتباط خوبی برقرار کنم .البته بنظر شخص من یکسری عوامل دست بدست هم داده که این معضلات پیش امده که در ذیل سعی میکنم از دیدشخصی خودم یک بررسی مختصر داشته باشم.

وقتی جوان امروز در محیط اطراف خودش دروغگویی،ریاکاری،تهمت و ...... را بفور میبیند قطعا روی خلق وخویش تاثیر میگذارد و قطعا آن حرف شنوی و الگو برداری مثبت را که باید داشته باشد را ندارد.

ورزش را مثال بزنم در زمان قدیم ورشکاران الگویی بنام تختی داشتند ولی الان آیا جوانان ورزشکار الگویی دارد.قهرمان جهان ما اقای رضازاده زمانیکه سرپرست فدراسیون وزنه برداری بود بقول منابع خبرگزاریها برای خودش دستور پاداش داده بود و خودش هم با درخواست خودش موافقت کرده بود که به ایشان مبلغی پرداخت گردد!! این قهرمان جهان ما !!!!!!!

الان که به اینجا رسیدم میبینم نمیشود در این وبلاگ این مسئله را بطور کامل مورد نقد و بررسی قرار داد ولی در کل میتوان خانواده ها را به 4 گروه تقسیم کرد که در پست بعدی یک توضیح مختصر و گذری خواهم داشت.

پی نوشت1:اول در مورد خود پی نوشتام یک توضیحی بودم همیشه در هنگام نوشتن مطالب چندین موضوع و مطلب به ذهنم میاد که با توجه به مشغله کاری سعی میکنم بصورت گذری اشاره ایی داشته باشم و تمام این مطالب را بدون امادگی قبلی مینویسم .